تبليغاتX
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند ... قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است ... بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند ... تار موي توست اما ريشه ي عمر من است زمزمه های تنهایی
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386

 

  

 

يادگار تو به من رنگ غروبه

 

لحظه هاي با تو بودن آخ چه خوبه

 

نرو از پيشم  نرو ، نزار بميرم

 

تو بزار تو خلوتت آروم بگيرم

 

همه ميگن از صدام بغض جدايي ميباره

 

نمي بينن اشكهامو كه از جدايي ميباره

 

 

 

 

 

 

 

حرفي براي گفتن نمونده

 

چيزي براي نوشتن و يادگاري گذاشتن نمونده

 

مث همه ماجراها انگاري ماجراي من هم تموم شده

 

ولي با يه تفاوت

 

كسي نمونده كه حتي باهاش خداحافظي كنم

 

ولي با اين همه خستگي

 

برات آرزوي بهترينها رودارم

 

هرچند كه هيچ وقت گذرت به اينجاها نيافتاد

 

با هزاران اميد شروع كردم به نوشتن

 

ولي با يك آرزو اين دفتر رو بستم

 

شايد يه روزي ناخود آگاه راهت افتاد به اين صفحه ها و نوشته ها

 

ميدونم اون روز هم به يه پوز خند الكي صفحات دلم رو هم خواهي بست

 

تا اون روز و تا اون پوزخند

 

زماني كه حضورم بي معني خواهد بود

 

 

 

 

 

Son Veda

 

 

 

 

من با خنده هاى تو ، ديوونه بازى ميكنم

 

تو بگو دوست دارم ، من تو رو راضى ميكنم

 

من ميخوام قد يه دنيا ، منو دوست داشته باشى

 

چون ميميرم اگه تو ، يه روز ازم جدا بشى

 

من ميتونم موهات و شونه كنم ، با گريه هام

 

تو فقط بگو دوسم دارى ، همين بسه برام

 

من ميتونم لالايى بگم برات ، از راه دور

 

بشمارم ستاره هات رو از يكى تا صد كرور

 

تا بگي دوست دارم ، ديوونه بازي ميكنم

 

بگو آره عشق من ، من تو رو راضى ميكنم

 

شايد اين خيلى زياده كه دوسم داشته باشى

 

ميتوني بزاري گريه ام بگيره ، رها بشى

 

من ميخوام با اسب بالدار قشنگ قصه ها

 

دو تايي با هم بريم از سرزمين آدمها

 

پس بگو دوسم دارى ، تا من بيام از راه دور

 

دور بشيم از آدمها هزار هزار ، كرور كرور

 

تا بگي دوست دارم ، ديوونه بازي ميكنم

 

بگو آره عشق من ، من تو رو راضى ميكنم

 

 

Son Veda

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:9  توسط شهریار  | 

روزها را برف مي پوشاند و شب ها را نگاه تو .... نمي دانم به شب دل ببندم يا به تو ..... اما چشمهايت را که مي بندي تمام دنيا يخ مي زند ... عاشقت هستم اگر چه هدفي بيهوده است ... دوستت دارم اگر چه سخنه تکراري است